پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان

نوشته شده در موضوع تولید انرژی رایگان در 05 ژوئن 2018

26804 Animation3 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان



5c2bb adress پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان

  • 5c2bb  585x100 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان
  • 5c2bb 0  351x60 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان
  • 5c2bb moshaver 810x138 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان

  • 5c2bb cooltext252031540629796 e1500411589848 940x350 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان
  • 5c2bb cooltext252025890008920 e1500411884981 940x350 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان
  • 5c2bb cooltext252023664720280 1 940x350 پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان

ترجمه متون فقه دانشگاهی

کتاب شرح لعمه دمشقیه / متون.فقه.یک-بحث متاجر-
با ترجمه.دکتر.حمید.مسجد.سرایی




کتاب.شرح.لعمه.دمشقیه / متون.فقه.سه-شهید.ثانی.مباحث.شرکت.مضاربه .ودیعه.عاریه.مزارعه.مساقات.� �فعهوجعاله
با ترجمه دکتر عباس زراعت


 

 







کتاب.شرح.لعمه.دمشقیه / متون.فقه.
پنج-میاحث.متاجر.وصایا.ارث-با. ترجمه.دکتر.حمید.مسجد.سرایی

 




کتاب.شرح.لعمه.دمشقیه / متون.فقه.
شش.شهید.ثانی-مباحث نکاح.طلاق.خلع.و.مبارات-
باترجمه.دکتر عباس زراعت



اقسام عام ( تقسیمات عام در اصول فقه : عام افرادی یا عام استغراقی ، عام مجموعی ، عام بدلی )

عام بر سه قسم است :

1 – عام افرادى یا استغراقى

2 – عام مجموعى

3 – عام بدلى

الف: عام افرادى یا استغراقى :

هر گاه حکم عام بصورتى باشد که فرد فرد مصادیق و افراد موضوع حکم را شامل شود , به نحویکه از حکم عام , به تعداد مصادیق و افراد احکام جزئى مستقل استخراج شود , اینگونه عام را عام افرادى یا استغراقى گویند . مثلا هر گاه منظور از جمله همه دانشمندان را احترام کنید، این باشد که فرد فرد دانشمندان , تحت حکم قرار گیرند , در واقع آحاد دانشمندان هر یک و مستقلا باید مورد احترام واقع شوند . و این عام , عام استغراقى است .

ب: عام مجموعى :

در این حالت , حکم عام قابل تقسیم و تفکیک به افراد نیست یعنى اگر حکم نسبت به یکى از افراد هم اجرا نشود , اطاعت از حکم صورت نگرفته است . مثلا در جمله همه دانشمندان را احترام کنید]( اگر منظور این باشد که همه دانشمندان بکجا مورد احترام قرار گیرند , نه بصورت فرد فرد , این عام را مجموعى گویند . و یا مثلا در جمله دادگاه با حضور کلیه اعضاء و هیأت دادرسان رسمى است ، چنانچه حتى یکى از اعضاء و هیأت دادرسان در محکمه حضور نداشته باشد , حکم جمله , که رسمى بودن جلسه مى باشد تحقق نیافته است .

ج: عام بدلى:

در این نوع عام , حکم شامل همه افراد است ولى با تعلق آن بر یکى , منظور تحقق مى یابد . بر خلاف عام افرادى که حکم بر آحاد و افراد تحت عام مستقلا و به تفکیک بار مى شود , و عام مجموعى که شمول حکم بر مجموعه افراد تحت عام به هیأت اجتماع و بدون تفکیک و تقسیم و استقلال افراد است .

این عام در فارسى غالبا با کلمه هر یک و در عربى کل یا أیة بیان مى گردد . مثلا هر یک از اعضاء کلا که آمدند مجاز به ورود هستند , یا هر یک از اعضاى شوراى عالى قضائى حق دارند از طرف شورا امضاء کنند . و یا در عربى مانند ان الله لا یحب کل کفار اثیم یعنى خداوند دوست ندارد هر کس را که کفران نعمت مى ورزد و گناهکار است .

بطور خلاصه باید گفت :

در عام استغراقى به تعداد مصداق , حکم جزئى وجود دارد .

در عام مجموعى یک حکم است و یک موضوع معین . یعنى مجموع افراد و مصادیق , تحت یک حکم عام قرار مى گیرند .

در عام بدلى یک حکم است و یک موضوع , لیکن آن موضوع ( مصداق ) , معین و شخص نیست . بنابراین چون هر یک از افراد تحت عام مى تواند مصداق حکم قرار گیرد , به عام بدلى مشهور شده است . یعنى چون موضوع یامصداق تحت عام خصوصیتى ندارد هر یک از افراد آن مى تواند تحت حکم عام قرار گیرد .

منبع: مباحثى از اصول فقه،  دکتر سید مصطفی محقق داماد

منبع: http://osoolefeghh.blog.ir

عام بدلی

عام بدلی

عموم بدلی عبارت است از شمول حکم نسبت به همه افراد، نه در عرض؛ بلکه به گونه علی البدل و در طول. در نتیجه عام بدلی بر یک فرد علی البدل و شمول همه افراد در طول دلالت می‌کند و با امتثال حکم در یکی از افراد، تکلیف ساقط می‌شود، مانند این دستور مولا:«هر برده‌ای را که خواستی آزاد کن» یا «عالمی را اکرام نما» که با آزاد کردن یک برده و اکرام یک عالم، امتثال محقق و تکلیف ساقط می‌شود.

یک دادخواست حقوقی چگونه تنظیم می شود

یک دادخواست حقوقی چگونه تنظیم
می شود

دادخواست به برگه چاپی مخصوصی گفته می‌شود که درخواست خواهان درآن قید شده یا به عبارت دیگر “دادخواست بیان ادعا نزد مراجع قضایی در اوراق مخصوص است”.

بسیاری از شهروندان که قصد دارند برای نخستین بار در دادگاه علیه شخصی اقامه دعوا کنند، اطلاع ندارند که برای مطرح کردن این دعاوی می‌بایست چه اقداماتی انجام دهند و همین امر موجب سرگردانی آن‌ها در مراجع قضایی و دادگاه‌ها می‌شود بنابراین ما به شرح تنظیم دادخواست می‌پردازیم.

رسیدگی به دعاوی حقوقی در دادگستری مستلزم تقدیم دادخواست از طرف مدعی (خواهان) می‌باشد. دادخواست به دفتر دادگاه و در نقاطی که چندین شعبه وجود دارد، به دفتر شعبه اول تسلیم می‌شود.

دادخواست به برگه چاپی مخصوصی گفته می‌شود که درخواست خواهان درآن قید شده است یا به عبارت دیگر “دادخواست بیان ادعا نزد مراجع قضایی در اوراق مخصوص است”. دادخواست را می‌توان از محل فروش اوراق قضایی واقع در کلیه دادگستری‌ها و مجتمع‌های قضایی در سراسر کشور تهیه کرد.

هر چند دادخواست براساس نوع مطالب مندرج در آن‌ها (بر اساس نوع خواسته) تا حدی با هم متفاوتند اما همگی آنها اغلب حاوی نکات زیر هستند:

نام، نام خانوادگی،‌نام پدر، سن،‌اقامتگاه و در صورت امکان شغل خواهان

خواهان یا مدعی شخصی است که از دادگاه چیزی برای خود و به ضرر دیگری می‌خواهد.

در صورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود، مشخصات وکیل باید درج شود.

قید نشدن مشخصات یا ناقص بودن آن باعث رد دادخواست خواهان می شود.

نام، نام خانوادگی، اقامتگاه و شغل خوانده.

خوانده یا مدعی علیه شخصی است که دعوی به او توجه دارد. به عبارت دیگر، شخصی است که ادعا علیه او اقامه شود.

در صورت قید نشدن مشخصات یا ناقص بودن آن، دادگاه طی یک اخطاریه به خواهان فرصت می‌دهد تا نسبت به رفع نقص اقدام کند در غیر این صورت دادخواست خواهان رد خواهد شد.

تعیین خواسته و بهای آن مگر آنکه تعین بها ممکن نبوده یا خواسته مالی نباشد.

آنچه را که مدعی از دادگاه تقاضا می‌کند خواسته یا مدعی به گویند.

تعهدات یا جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می‌داند به طوری که مقصود واضح و روشن باشد.

عنوان دادخواست: آنچه را که خواهان از دادگاه درخواست دارد.

شرح دادخواست: ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات ادعای خود دارد، از اسناد و نوشته‌ها، شهود و غیره.

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  •  پایگاه اطلاع رسانی عصر ساختمان

اموزش دادخواست نویسی

دادخواست، اولین و مهمترین سندی است که دادرسی حقوقی فقط بر اساس آن و بر محور آن شکل می گیرد. تنظیم دادخواست یکی از دقیق ترین و حساس ترین اقدام حقوقی است که خواهان می تواند ادعای خود را بنحو دقیق و صحیح مطرح و محقق نماید. هرگونه خطاء در تنظیم دادخواست، نه تنها ممکن است رسیدگی به خواسته و تحقق آن را با تأخیر و اطاله مواجه سازد، بلکه ممکن است به ردّ دعوای خواهان یا به صدور حکم بر بی حقی وی منجر شود. علیرغم این همه اهمیت و حساسیت متن و مندرجات دادخواست و علیرغم اهتمامات جدی قوه قضائیه برای جلوگیری از اطاله دادرسی ها، متأسفانه دادخواست نویسی در حدّ یک عریضه نویسیِ تقریباً عامیانه تنزّل کرده و حتی وجود واحدهای عریضه نویسی در دادگستری ها به این وضعیت دامن زده است. بی تردید، بسیاری از مشکلات اشخاص (اعم از حقیقی و حقوقی) در دادگستری ها ناشی از عدم دقت در تنظیم دادخواست است. باید اقرار نمود که تمام هنر و توان یک وکیل خوب در توان دادخواست نویسی وی خلاصه می شود. لذا دادخواست نویسی ملاک اصلی و واقعی برای ارزیابی مهارت یک وکیل محسوب می شود.

خطرات یک دادخواست نامناسب:
۱- دادخواست، اصلی ترین ملاک در تعیین هزینه های دادرسی است و تنظیم غیردقیق آن ممکن است موجب پرداخت هزینه های سنگین باشد.
۲- محاکم حقوقی فقط به آنچه در دادخواست قید شده است، رسیدگی می کنند و توضیحات و لوایح خارج از موضوع دادخواست، فایده ای در دادرسی ندارد.
۳- محاکم و طرفهای دعوا به همه ی جزئیات دادخواست توجه می کنند، زیرا مسیر دفاع و دادرسی بر محور دادخواست شکل می گیرد.
۴- تغییر خواسته یا تصحیح در متن دادخواست و رفع عیب یا نقص آن پس از ثبت، بعضاً امکان پذیر نیست.
۵- استرداد دادخواست به علت عیب یا نقص آن در مواردی جز با موافقت دادگاه و طرف دعوا امکان پذیر نیست.
۶- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است به ابطال یا ردّ دادخواست یا ردّ دعوا منجر شود.
۷- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است مستقیماً به زیان خواهان تمام شود.
۸- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است موجب هزینه های سنگین در دادرسی شود.
۹- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است به برائت ذمّه یا فرار طرف دعوا از محکومیت کمک کند و دیگر امکان احیای حقوق خواهان وجود نداشته باشد.
۱۰- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است موجب بروز انواع پیچیدگی ها و طولانی تر شدن رسیدگی ها شود.
۱۱- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است سبب ایجاد حق یا طلب برای طرف دعوا یا اشخاص ثالث شود.
۱۲- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است منشاء و سبب ادعای جدید از سوی طرف دعوا یا اشخاص ثالث شود.
۱۳- هر ایراد ظاهراً کوچک و ناچیز در تنظیم دادخواست، ممکن است خواهان را برای همیشه از دستیابی به حقوق خود محروم کند.
تنظیم درست دادخواست، می تواند خواهان را با کمترین هزینه، در کوتاه ترین زمان، به کامل ترین حقوق و مطالبات وی برساند.
دادخواست نویسی یک مهارت حقوقی خاص است که در میدان عمل و آموزشهای کاربردی می توان به دست آورد.
تواناترین وکیل و کارشناس حقوقی، کسی است که بتواند دادخواست خوب بنویسد.

شرایط تملڪ «نصف دارایي مرد» پس از طلاق

شرایط تملڪ «نصف دارایي مرد» پس از طلاق

🔹چنانچه طلاق بنا به درخواست زوجهنباشد و طبق تشخيص دادگاہ، تقاضاي طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف همسري يا سوء اخلاق و رفتار وي نباشد، زوج مكلف است تا نصف دارايي موجود خود را كه در ايام زناشويي با زوجه به دست آوردہ يا معادل آن را ، به صورت بلاعوض به زوجه منتقل ڪند.

🔹 بہ موجب مادہ 1119 قانون مدني طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج لحاظ ڪنند.

🔹طبق بند «الف» شرایط ضمن عقد مندرج درسند ازدواج ، چنانچه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخيص دادگاہ، تقاضاي طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف همسري يا سوء اخلاق و رفتار وي نباشد، زوج مكلف است تا نصف دارايي موجود خود را كه در ايام زناشويي با زوجه به دست آوردہ يا معادل آن را، بصورت بلاعوض به زوجه منتقل ڪند.

💠شرايط تحقق شرط تنصيف دارایی

✔️طلاق واقع شود: اجراي اين شرط برخلاف ساير شروط ، صرفاً منوط به واقعه طلاق است و بدون وقوع آن قابل اجرا نیست و امكان الزام شوهر براي اجراي شرط قبل از درخواست طلاق ناشي از درخواست وي وجود ندارد .

✔️زوج ، خواهان طلاق باشد : یكي از شرايط تحقق شرط تنصيف دارايي این است كه زوج بخواهد زوجه را طلاق دهد و وي ارائه ڪنندہ دادخواست طلاق باشد و نه اينكه زوجه خواهان طلاق باشد .

✔️طلاق مستند به تخلف زن از وظایف زناشويي یا سوءاخلاق و رفتار وي نباشد : چنانچه سوءرفتار و سوءاخلاق زوجه علت زوج باشد با اثبات آن ، شرط تنصيف دارايي تحقق نمي‌يابد. مثلاً هرگاہ زوج، نشوز و عدم تمڪین زوجه را اثبات ڪند ، این شرط براي زوجه قابل استفادہ نخواهد بود .

✔️ملاڪ تا نصف اموال یا معادل آن می‌باشد: در اين شرط عبارت « تا نصف دارايي» یا معادل آن ذڪر شدہ كه این میزان می‌تواند از پایین‌ترین درصد اموال زوج تا سقف پنجاہ درصد آن تلقي شود كه تعيين آن به نظر دادگاہ بستگي دارد .

✔️دارايي حاصل زندگي زناشويي با زوجه باشد: يكي دیگر از شرایط تحقق شرط مذڪور حصول دارايي زوج ، در زمان زندگي زناشويي با زوجه است ، لذا به اموالي كه زوج پیش از ایام زناشويي داشته (نه از تاریخ عقد) و اموال موروثي سرايت پیدا نمي‌كند ، زيرا به مال ناشي از ارث اموال به دست آوردہ در زمان زناشويي اطلاق نمی‌شود .

✔️دارایي در حين طلاق موجود باشد: موجود بودن اموال حين طلاق شرط لازم براي اجراي این ‌شرط است. بنابراين شامل اموال از بين رفته اعم از تلف يا مفقود شدہ ، نمي‌شود. همچنين آنچه موضوع شرط است، دارايي زوج است، لذا به نظر باید ديون زوج نيز مدنظر قرار گيرد.

به عنوان مثال اگر زوج نسبت به مهر زوجه اي كه می‌خواهد او را طلاق دهد یا زوجه دیگرش مشغول‌الذمه باشد، پرداخت مهريه زوجه مذكور یا زوجه دیگر از دارايي زوج ، نسبت به اعمال شرط تنصیف دارايي مقدم است و حتي بنا بر نظري اجراي این شرط نسبت به مستثنیات دین هم ممنوع بودہ و تعهد به انتقال تا نصف مال زوج نیز نمی‌تواند از این قاعدہ كلي مستثني باشد

اموالی که مالک خاص ندارند

اموالی که مالک خاص ندارند👇👇

🍂🍂مشترکات عمومی-مباحات-مال مجهوال مالک.

✍️اموال دولتی مال دولت است اما اموال عمومی برای رفع نیازهای عمومی مردم اختصاص یافته است که دولت از سوی مردم آن را اداره میکند.

✍️اموال دولتی قابل توقیف هستند اما اموال عمومی اینگونه نیست و مرور زمان در آن جاری نیست.

🍂🍂رابطه مال با مالک-عموم و خصوص من وجه.
یعنی هر مالی ملک نیست و هر ملکی مال نیست بلکه برخی از اموال ملک هستند.

✅اموال بدون مالک :
1-اموالی که مالک آنها عموم است.
2-اموالی که در شمار اموال مباح هنوز تملک نشده.

✅اموال مجهول المالک چون در مرحله اثبات مالکی ندارد جزء اموال عمومی است و به مصرف فقرا میرسد.

🍂لقطه و حیوانات گمشده در زمره اقسام مجهول المالک هستند.

تعریف سهام

تعریف سهام 👇

📝چنانچه دقت کنیم قانونگذار از ماده 24 به بعد در مورد سهام صحبت میکند و تیتر مستقلی به آن اختصاص داده است
ماده 24 سهام را تعریف میکند مطابق ماده فوق سهام نشان دهنده دو چیز است
1⃣ تعهدات صاحب سهم
2⃣منافع صاحب سهم

📝تعهدات صاحب سهم :
تعهد اصلي صاحب سهم پرداخت مبلغ اسمی سهم است یعنی هنگامی که پذیره نویسی شرکت انجام میشود و شخص سهم خریداری میکند موظف است مبلغ آن سهم را به شرکت پرداخت نماید
برای پرداخت مابقی مبلغ اسمی سهم قانون مهلت حداکثر 5 سال را مشخص کرده است، مهلت پرداخت در اساسنامه شرکت مشخص میشود
تعهد دیگر که ایجاد میشود برای خریدار عبارتنداز قبول اساسنامه شرکت و تصمیمات مجامع است استناد به م 15

 

📝منافع صاحب سهم

1⃣حق گرفتن سود
2⃣حق شرکت در مجامع عمومی استثنا ماده 37
3⃣حق دادن رأی
4⃣حق دریافت سهم از اموال شرکت پس از انحلال و تصفیه

شروط ضمن عقد ازدواج

شروط ضمن عقد ازدواج :

🔺 شرط های زیر از جمله شروطی هستند که در سندهای ازدواج قید نشده اند ، ولی زن و شوهر می توانند آنها را در سند ازدواج بگنجانند.

🔹شرط تحصیل

🔹شرط اشتغال

🔹شرط اجازه خروج از کشور

🔹شرط وکالت زن در طلاق

🔺شرط تحصیل :

اگرچه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است ، اما برای پرهیز از مشکلات احتمالی عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می شود : زوج ، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد.

 

♦️شرط اشتغال:

🔺مطابق قانون ، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد مرد می تواند همسر خود را از آن شغل منع کند . با توجه به اینکه امکان تفسیرهای مختلف از این متن قانونی وجود دارد ، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می شود :

” زوج ، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد ، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می کند. ”

 

♦️ شرط اجازه خروج از کشور :

🔺مطابق قانون زنان متاهل فقط با اجازه کتبی همسر خود می توانند از کشور خارج شوند.برای این منظور درج عبارت زیر در عقدنامه پیشنهاد می شود :

” زوج به زوجه ، وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر ، از کشور خارج شود . تعیین مدت ، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است . ”

 

♦️ شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق :

🔺مطابق قانون ، زن تنها در موارد بسیار خاص می تواند از همسر خود جدا شود . با شرط زیر زن این اجازه را دارد تا در هر زمان و به هر دلیلی ، خود مستقلا از دادگاه تقاضای طلاق کند . برای این امر درج عبارت به شکل زیر پیشنهاد می شود :

” زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ، اعم از بائن و رجعی و خلع یا مبارات .به هر طریقی اعم ازینکه اخذ یا بذل مهریه کند”

مصادیق اموال غیر منقول

مصادیق اموال غیر منقول👇👇

🔺اموالی که قابل جابه جایی نیستند زیرا به مال و محل مال ضرر وارد میشود.

🔺ثمره و حاصل تازمانی که چیده نشده است غیر منقول هستند. و اراضی و ابنیه ها، آسیاها و لوله ها که در بنا نصب شده اند به صورت غیر منقول درآمده اند.

✅در حکم غیر منقول:

✍️حیوانات و کلیه اشیایی مانند گاو، تلمبه و ادوات زراعت تا زمانی که در زراعت به کار میرود از نظر صلاحیت محاکم و توقیف اموال در حکم غیر منقول هستند به شرط آنکه مالک زمین و مالک
حیوانات و اشیاء یکی باشد.

✅غیر منقول تبعی:

✍️سرقفلی غیر منقول تبعی است. هم منقول و هم غیر منقول ولی جنبه غیر منقول آن غلبه دارد.

✍️حق انتفاع (حق سکنی، حق عمری)و حق ارتفاق (حق عبور و حق مجری)غیر منقول تبعی هستند.

✍️حقوق و دعاوی مربوط به حق انتفاع و ارتفاق، دعاوی تصرف و خلع ید غیر منقول تبعی هستند.

✍️دعاوی مربوط به اجرت المثل و خسارات وارد برآن غیر منقول هستند.

✍️دعاوی که موضوع آن حق غیر منقول است به تابعیت از حق غیر منقول می باشد.

🍂🍂تعهد به انتقال مال غیر منقول، تعهد به تسلیم مال غیر منقول، تعهد به جبران خسارات وارده بر مال غیر منقول، تعهد به دادن اجرت المثل مال غیر منقول همگی غیر منقول هستند.

شرائط اثبات خیار غبن

شرائط اثبات خیار غبن

1 عدم تعادل بین قیمت ها :

✍🏻 لازم است كہ اولاً غبن موجود باشد یعنے بین قیمت معاملہ شدہ و قیمت اصلے تعادل نباشد وتفاوت قیمت وجود داشتہ باشد وگرنہ از اول خیار غبن تصور ندارد امّا در اینكہ این عدم تعادل بہ چہ میزان باشد در جاے خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.

2 جهل بہ قیمت اصلے

✍🏻 در صورتے خیار غبن ثابت است ڪہ شخص معاملہ ڪنندہ در هنگام معاملہ بہ قیمت اصلے جاهل باشد و نداند ڪہ قیمت اصلے بہ چہ مقدار است :

* « خیار غبن در صورتے موجود مے شود ڪہ مغبون حین معاملہ جاهل بہ قیمت عادلہ مبیع در بازار باشد و اِلّا هرگاہ عالم بہ قیمت عادلہ بودہ ولے بہ جهتے از جهات بہ ڪمتر ا ز آن معاملہ نمودہ است طبق مادہ 418 قانون مدنے[خیار فسخ معاملہ را نخواهد داشت بنابراین هرگاہ ڪسے در نتیجہ اضطرار و پریشانے با علم بہ قیمت اصلے مال خودرا چندین برابر ڪمتر از قیمت بفروشد نمے تواند باستناد بہ خیار غبن بیع را فسخ نماید »
در صورتے كہ ادعا شود كہ مغبون در حین معاملہ بہ قیمت اصلے آگاہ بودہ طرف مقابل باید ثابت كند :
«دلیل اینكہ مغبون در هنگام عقد از قیمت واقعے اطلاع داشتہ است برعهدہ طرف مقابل مغبون است » .

3فاحش بودن غبن :

✍🏻 گفتہ شد كہ براے ثبوت خیار غبن باید عدم تعادل بین قیمت اصلے و قیمت معاملہ شدہ موجود باشد ولے این عدم تعادل كلے و مطلق است و شامل هر عدم تعادلے مے شود یا نہ موضوع بحث این مطلب است :

* در قانون مدنے مادہ 416 آمدہ است :
«هریك از متعاملین كہ در معاملہ غبن فاحش داشتہ باشد بعد از علم بہ غبن مے تواند معاملہ را فسخ كند ».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code